فرصتی شد یکی دو قسمت سریال معراجی‌ها ساخته مسعود ده‌نمکی را ببینم. 

اول از همه، دلم سوخت برای آن تفکری که شماها می‌خواهید از آن دفاع کنید. چقدر بد دفاع می‌کنید. چقدر ناشیانه حمله می‌کنید. چقدر زشت حرف می‌زنید. و چقدر نابلد هستید در ابتدائیات فیلمسازی.

نه میزانسن می‌دانید چیست. نه تدوین را می‌شناسید. نه بازی گرفتن بلد هستید. کارتان شده چند تا دختر و پسر لوده را با همه لودگی‌هایشان جمع کنید. و از آنها بخواهید هذیانات ذهنی شما را بازی کنند. و آن را بگویند که شما می‌گویید. 

علی صادقی باشد یا رضا رویگری. اینها بازیگرند. هنرمند نیستند. هر چه شما بگویید، می‌کنند. آبرویی هم نزد مخاطب ندارند. کار زیادی هم بلد نیستند. همه جا، همان یک کار را می‌کنند که بلدند. 

کاش بلد بودید کارتان را. و اینقدر نفرت نمی‌آفریدید. و برای خودتان ترحم جمع نمی‌کردید. 

کاش می‌دانستید آنچه شما می‌خواهید بگویید و نمی‌توانید؛ 30 سال پیش گفته‌اند. ساخته‌اند. همان‌ها که خیلی دلتان می‌خواهد بگویید دشمن‌شان هستید؛ و نیستید. 

حرف‌های سبک ده‌نمکی را خیلی وقت‌ها پیش، از زبان رمبو گفته‌اند. و اتفاقا همان حرف‌های پیش‌پاافتاده، خیلی بیشتر به دل مخاطب نشسته است.

بفهمید این را. این که گفتن از کشته‌های ما و شما، ایجاد حقانیت نمی‌کند.
 استخوان و پلاک، ارزش نیست.
 این «فکر» است و «آرمان» که باید از آن حرف بزنید.

و چه ساده‌ام من! 
شما و فکر؟
شما و آرمان؟









نوشته شده در تاریخ 30 شهریور 93    | توسط: پویا کام    | طبقه بندی: مطالب حاشیه‌ای،     | دیدگاه شما درج می‌شود()