تبلیغات
PuyaCom.ir - مطالب ابر آمریکا

خانه پوشالی

1-      مذاکره با آمریکا همه مشکلات ما را حل نخواهد کرد.

2-      این که بگوییم مذاکره با آمریکا مشکلات ما را حل خواهد کرد و عدم مذاکره با آمریکا مشکلات ما را حفظ خواهد کرد، این غلط است.

3-      اصلا آمریکا خودش در هزاران مشکل قرار دارد. چطور می‌خواهد مشکل ما را حل کند؟

4-      آمریکا دشمن ماست. به منافع خودش فکر می‌کند. و اصلا آبرو هم در دنیا ندارد.

5-      این قضایای اخیر انتخابات آمریکا برای بردن آبروی آمریکا کافی است.

6-      آمریکا یا آبرویی در دنیا دارد یا ندارد. اگر ندارد، چطور با یک نمایش انتخاباتی که بارها در طول تاریخ این کشور اتفاق افتاده است، تازه آبرویش رفته است؟

7-      اینکه آمریکا در دنیا آبرو دارد یا ندارد، اصلا چه ربطی به ما و منافع ما دارد؟ آیا ما متولی آمریکاییم یا ایران؟

8-      کره شمالی اهل مذاکره با آمریکا نیست. و کره جنوبی اهل همه گونه مذاکره و همکاری با آمریکا هست. کدامشان مشکل دارند و کدامشان در راه پیشرفت پی‌درپی هستند؟

9-      رابطه با آمریکا بسیاری از کشورهای کاملا نابود شده را از نو ساخت. نه فقط مشکلاتشان را حل کرد، بلکه از خاک سیاه بلندشان کرد. اوضاع بعد از جنگ دوم جهانی و وضع اروپا مثال واضحی است. نه فقط کشور آلمان که انگلیس و فرانسه را هم ساخت. اصولا مگر طرح مارشال به گوشتان نخورده است؟ جالب اینکه خود آمریکا هم آن موقع هزاران مشکل داشت. اما این غول اقتصادی توانست نصف دنیا را دوباره بسازد. البته بیشتر از اینکه این ایراد به ما برگردد، به مشاوران ما برمی‌گردد که انبوهی از اطلاعات واضح تاریخی را از ما دور نگه می‌دارند.

10-   واضح است که بند شماره یک این مقاله درست است. همه مشکلات به همه اراده ما بستگی دارد. اما مذاکره و همکاری با یک غول اقتصادی به ما کمک خواهد کرد. پس بند شماره دو هم غلط است. بند شماره سه هم غلط است. بند شماره چهار درست است. اما به ما چه ربطی دارد که آمریکا آبرویش در دنیا چقدر است؟ بند شماره پنج هم یعنی ما از اوضاع آمریکا هیچ اطلاعی نداریم. و نمی‌دانیم این نمایش‌های همیشگی داخلی آمریکاست. همیشه بوده و همیشه هم خواهد بود. اصولا آمریکایی‌ها از کسی که زنباره باشد، مقتدر هم باشد، بدشان نمی‌آید. دوست دارند رییس‌جمهورشان باشد. و ترامپ برایشان یک گزینه محشر است؛ و به احتمال زیاد رییس جمهور بعدی آمریکاست.

خانه پوشالی

11-   خوب است مشاورانمان را یک خانه‌تکانی بدهیم. زیادی فسیل شده‌اند. نه سواد دارند نه مطالعه بروز و نه حتی حسن ظن به خود ما. دنبال منافع خودشان هستند. و چیزی را به ما می‌گویند که برایشان آب و نانی داشته باشد. آنها دو روز دیگر که ما نباشیم، به بچه‌های خود ما هم رحم نخواهند کرد. و چه بسا پنج سال نشده، کشت و کشتار راه بیندازند.

12-  تاریخ عبرت است. یادمان هست عبرت‌گیری از عاشورا را که با درس گرفتن از آن فرق دارد؟

نوشته شده در تاریخ 12 آبان 95    | توسط: پویا کام    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()


راه کربلا را ما باز کردیم!

طرف دارد توی مسیر راه‌پیمایی اربعین سخنرانی می‌کند:
«درسته که ما در جنگ کربلا را نگرفتیم. اما به تعداد تک‌تک بسیجی‌هامون کربلا را گرفتیم. این راه امروز ما، بخاطر فتح‌المبین، بیت‌المقدس و ... است. کجان تک‌تک شهیدامون که امروز را ببینن»

سعید قاسمی

من که ماندم چی بگویم!
سرتاپای این گفته‌ها حرف دارد. حرف‌هایی که همه را معکوس بیان کرده است!
درستش این است که باید پرسید آیا هدف شما از جنگ همین رفتن به کربلا بود؟ مقصود شما از «باز کردن راه کربلا» که به عنوان هدف جنگ بیان می‌کردید، همین راه‌پیمایی اربعین بود؟ شما سالها جنگیدید که به این برسید؟ 
همین هدف را با مذاکره با صدام نمی‌توانستید تامین کنید؟ 
هزاران انسان باید کشته می‌شدند تا شما کربلا را پیاده زیارت کنید؟!
زبان انسان قاصر می‌ماند!
بعد؛ الان به هدفتان رسیده‌اید؟ 
و باز باید پرسید آیا این «شما» بودید که همین هدف را هم تامین کردید؟
یا اینکه آمریکا آمد صدام را انداخت؟
یعنی آمریکا آمد برای شما «راه کربلا» را باز کرد؟
بعد شمایید که احساس پیروزی می‌کنید؟...
به آمریکا فحش هم می‌دهید؟!

و سخن اساسی‌تر که به ذهنم می‌رسد این است شما که قرار بود اینقدر عارفانه به قضایا نگاه کنید و شاعرمسلک باشید؛ می‌پرسم اصلا چرا انقلاب؟ چرا نظامی شدن؟ چرا جنگیدن؟ 
همان زمان شاه یک گوشه‌ای می‌نشستید و برای چهار نفر آدم، و اگر آن هم نشد رو به دوربین سوپر‌هشت می‌کردید و همه حوداث دنیا را به عقاید و ذهنیات خودتان نسبت می‌دادید! می‌گفتید اگر در هند اتفاقی افتاده بخاطر ماست! اگر در آمازون طوری شده بخاطر ماست! والی آخر!

واقعیت این است که شما جنگ را به نقطه‌ای بردید که فقط باید شکست مفتضحانه بنامیمش. از صدام شکست خوردید. و در حالیکه نزدیک بود صدام در سال 67 تمام ایران را بگیرد، آمریکا دخالت کرد و صدام را مجبور به متارکه جنگ کرد. 15 سال بعد از آن، صدام با حمله آمریکائیها ساقط شد. و الان حدودا 15 سال بعدش شما دارید پیاده به کربلا می‌روید. احساس پیروزی و مالکیت هم می‌کنید!
شما قرار است هر چه نشده را بگویید شده! هر کار که نکرده‌اید و الان باید شرمنده‌ی طور جنگیدن‌تان باشید، بگویید کرده‌اید. هر شکستی که خورده‌اید بگویید پیروزی بوده. هر پیروزی‌ای که نبوده بگویید بخاطر شماست!
من که واقعا گیج شده‌ام! 
آیا واقعا اینها منظورشان از «باز کردن راه کربلا» که در زمان جنگ می‌گفتند؛ همین رفتن پیاده به کربلا بوده؟
یاللعجب!

نوشته شده در تاریخ 8 آذر 94    | توسط: پویا کام    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظر شما ثبت می‌شود()


div class=درباره وبلاگ cb:block_post_category /divrightcb:loop_extrapagenbsp;center div id=/cb:block_post_categorydiv class=